خرید بک لینک

خوب مشکل کار پیدا کردن خوب هنوز امتحان تمام نشده

کارم اخراج شدم اونم به خاطر معضل اصلی خانمی مطلقه و خوشکل باشه

خوب کارفرما دست و پاشون بلرزه

خوب دانشگاه تمام تمام کار اخراج

وای خدا قرار کجا کار پیدا کنم

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 16:47

داشتم با صادقی حرف میزدم میگفت راستش بخوای برای خودت ارزش قایل نشدیراست میگه چقدر در این دو سال و نیم رفتن اذیت شدم چقدر رفتارهای بد و زشت و زننده تحمل کردمبرای چه کسیآخه این همه صداقت و پشتکار برای دیوار کج مردم که دست آخر اینطوری مزدم بدنای کاش بعد از عید نرفته بودراستی تهدیدم کردند ....جالب دست پیش میگیرینداین روزها وقت دارم و پول ندارم کاری راه بندازموای خدای منجالب صبحها میزنم بیرون خیابان گردی و بعدش کتابخانه و پیش فتانه مغازههنوز کسی نمیدونه بیکارمچقدر بی پولی سخته ای خدا کجایی ما این پایین هستیم میشه یه نیم نگاهی داشته باشی

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 16:47

چقدر دهه 92تا الان سخت گذشت .....چه زمانی هایی از دست دادم چقدر دلم میخواد برای 39 سالگی برم شمال اونم تنهایی و مشهد و بعد برم تهران بهنوش و فاطی و نحیبه و آرزو و مریم ببینم بعد بیام برم پیش رضوان کیک به بخرم شب داخل خواجو روی پل بشینم به آرزوهایی که الان شده رویا فکر کنم همیشه آرزوم بود الان کانادا زندگی میکردم و استاد دانشگاه بودم صبح میرفتم توی جنگل و کنار آب میدویدم و قهوه میخوردم میرفتم دانشگاه .....بعد تکرار .....دلتنگی هام هایده گوش میدادم الان چی به زور با بهای بهترین عمرم یه خونه و پراید دارم....هنوز دارم فکر میکنم یه کاری برای خودم راه بندازم....فکر کنم وسیله خونه بخرم یه خونه نقلی جور کنم توی خونه خودم تنهایی زندگی .....چقدر آرزو در 40 سالگی نرسیدم.....به امید اینکه دهه 40 تا 50 سالگی از بلاتکلیفی رها شده باشم به ثبات رسیده باشم....هرچند قصدم 2 یا4 سال فقط به خودم اهمیت بدم....بعدش یه عصر زیبا به زندگی توی دریا یا رفتن به قله خاتمه بدم....آرزو هام برای کانادا به رویا دارن تبدیل میشه

برچسب: نویسنده: حامد فراهانی تاريخ: دوشنبه 4 تير 1403 ساعت: 20:07

صفحه بندی